بحران روبه رشد ویروس مرگبار کرونا که در سایه بی کفایتی و بی مسئولیتی حکومت آخوندی به افزایش بی سابقه قربانیان تا سقف «۳۴۲۰۰ نفر» رسیده، اکنون چهره کریه خود را نیز در زمینه گرانی، تورم و گرسنگی برای بخش ای ضربه پذیر نمایان ساخته است.

این وضعیت وخیم که با مانند اختاپوس بر جان و روان مردم میهن امان سایه افکنده، در حالی است، که دیکتاتوری خامنه ای، بعوض هزینه کردن درآمد های ملی و اعطائ کمک های بلاعوض دولتی برای گذار از بحران و بهبود شرائط معیشتی زندگی مردم، همچنان بر طبل «موشک پرانی» و بحرانی کردن منطقه می کوبد.
وجود بودجه های نجومی برای پروژه های مخرب اتمی، صدور تروریسم و بنیادگرایی و یا آخرین نمونه آن آزمایش موشک بالستیک تحت عنوان «ارسال ماهواره به فضا»! تماما بخشی از این پارل مخرب می باشند.

ابعاد فقر وگسترش فلاکت و گرسنگی بحدی است که یک گزارش حکومتی (سایت جوان آنلاین ۴ اردیبهشت ۱۳۹۹) می نویسد: «هر روز دفاتر انجمن صنفی ما در سراسر کشور شاهد مراجعه کارگران هستند؛ کارگرانی که با عزت زندگی می‌کنند و حال چند ماه است که حقوقی دریافت نکرده‌اند».

این اعترافات آن روی دیگر سکه واقعیتی بنام افت تولید و رکود اقتصادی و به تبع آن رشد فزایده بیکاری در کشور می باشد.
مضافا براین وضعیت نیز باید به عوامل و مدیران و کارکزاران حکومتی در بخش های مختلف اشاره نمود که با سوء استفاده از بحران کرونا ، از پرداخت حقوق، مزایا و حق بیمه کارگران، کارمندان و زحمتکشان خودداری می کنند.

این گزارش در ادامه قدری به عمق فاجعه رفته و سپس می افزاید: «در حال حاضر مشاغل ساختمانی تقریباً به تعطیلی کامل درآمده و این در حالی است که کارگر ساختمانی یک روز سرکار نرود. تاکنون از هیچ یک از نهاد‌های دولتی و شبه دولتی هیچ‌گونه تسهیلاتی به کارگران ساختمانی اعطا نکرده‌اند».
این وضعیت در حالی است که میلیون ها خانوار ایرانی اکنون بدون هرگونه جایگزین مالی می باشند. عدم توان پرداخت اجاره خانه، مخارج معیشت، هزینه های آب و برق و گاز ، بیمه ، دارو و درمان و یا هزینه های تردد به این بحران ضریب دوچندان زده است.

همچنین در حالیکه بنابرداده های حکومت خط فقر اکنون به مرز «۹ میلیون تومان» در ماه رسیده، شیخ حسن وحانی از پرداخت تنها یک میلیون تومان وام با بهره «۱۲» درصد و بازپرداخت «۲۴ ماهه» خبرداده است.
به موازت این وضعیت نیز باید به ابعاد روبه رشد یارانه بگیرها، حاشیه نشین ها، کودکان کار و فقر، زنان سرپرست خانوار، صف های طولانی در پشت دوایر حکومتی برای اعتراض و یا حجم بزرگی از تحصنات و اعتراضات روزمره، اشاره نمود که خود ادله ای از عمق بحران و تنفر مردم از حاکمیت را به نمایش می گذارند.